نامه های امام علی ( ع ) از نامه شماره ​71 تا ​​75

نامه های امام علی ( ع ) از نامه شماره ​71 تا ​​75

نامه شماره71

و من کتاب له علیه السلام [11] الی المنذر بن الجارود العبدی ، و قدخان فی بعض ما ولاه من اعماله [12] اما بعد ، فان صلاح ابیک غرنی منک ، و ظننت انک تتبع هدیه ، [1] و تسلک سبیله ، فاذا انت فیما رقی الی عنک لا تدع لهواک انقیادا ، [2] و لا تبقی لاخرتک عتادا تعمر دنیاک بخراب آخرتک ، [3] و تصل عشیر تک بقطیعه دینک و لئن کان ما بلغنی عنک حقا ، [4] لجمل اهلک و شسع نعلک خیر منک ، و من کان بصفتک فلیس باهل ان یسد به ثغر ، [5] او ینفذ به امر ، او یعلی له قدر ، او یشرک فی امانه ، [6] او یؤمن علی جبایه ، فاقبل الی حین یصل الیک کتابی هذا ، ان شاء الله [7] قال الرضی : و المنذر بن الجارود هذا هو الذی قال فیه امیر المؤمنین علیه السلام : انه لنظار فی عطفیه مختال فی بردیه تفتال فی شراکیه

ترجمه

[11] از نامه های امام علیه السلام به منذربن جارود عبدی که در کارفرمانداری خویش خیانت کرده بود . [12] اما بعد شایستگی پدرت مرا نسبت به تو گرفتار خوشبینی ساخت و گمان کردم تو هم پیرو هدایت او هستی000 [1] و از راه او می روی. ناگهان به من خبر دادند که تو در پیروی از هوا و هوس فروگذار نمی کنی[2] و برای آخرتت چیزی باقی نگذاشته ای. دنیایت را با ویرانی آخرت آباد می سازی. [3] و پیوندت را با خویشاوندانت به قیمت قطع دینت برقرار می کنی. اگر آنچه از تو به من رسیده درست باشد [4] شتر [ بارکش ] خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر است و کسی که همچون تو باشد نه شایستگی این را دارد که حفظ مرزی را به او بسپارند [5] و نه کاری به وسیله او اجرا شود یا قدرش را بالا برند و یا در امانتی شریکش سازند [6] و یا در جمع آوری حقوق بیت المال به او اعتماد کنند به مجرد رسیدن این نامه به سوی من حرکت کن انشاءالله . [7] شریف رضی می گوید : منذر این جارود همان کسی است که امیرمؤمنان علیه السلام درباره اش فرمود : او آدم متکبری است پی در پی به این طرف و آن طرفش می نگرد همچون متکبران گام برمی دارد و مواظب است بر کفشش گرد و غبار ننشیند

نامه شماره72


و من کتاب له علیه السلام [8] الی عبد الله بن العباس [9] اما بعد ، فانک لست بسابق اجلک ، و لا مرزوق ما لیس لک ، [10] و اعلم بان الدهر یومان : یوم لک ویوم علیک ،و ان الدنیا دار دول ، [11] فما کان منها لک اتاک علی ضعفک ، و ما کان منها علیک لم تدفعه بقوتک


ترجمه

[8] از نامه های امام علیه السلام به عبدالله بن عباس .[9] اما بعد تو براجل و سرآمدت پیشینمی گیری و از آنچه روزی تو نیست قسمت تو نمی گردد . [10] بدان دنیا دو روز است روزی به سود تو و روزی به زیانت دنیا خانه متغیر و پر تحولیاست . [11] آنچه از منافع قسمت توست به سراغ تو می آید هر چند ضعیف باشی. و آنچه هم بر زیان توست گریبانت را می گیرد هر چند قوی باشی و قدرت دفع آن را نخواهی داشت

نامه شماره73


و من کتاب له علیه السلام [1] الی معاویه [2] اما بعد ، فانی علی التردد فی جوابک ، و الاستماع الی کتابک ، [3] لموهن رایی ، و مخطی ء فراستی و انک اذ تحاولنی الامور [4] و تراجعنی السطور کالمستثقل النائم تکذبه احلامه ، [5] و المتحیر القائم یبهظه مقامه ، لا یدری اله ما یاتی ام علیه ، [6] و لست به ، غیر انه بک شبیه و اقسم بالله انه لولا بعض الاستبقاء ، [7] لوصلت الیک منی قوارع ، تقرع العظم ، و تهلس اللحم [8] و اعلم ان الشیطان قد ثبطک عن ان تراجع احسن امورک ، [9] و تاذن لمقال نصیحتک ، و السلام لاهله


ترجمه

[1] از نامه های امام علیه السلام به معاویه [2] اما بعد من در اینکه مکرر گوش به نامه های تو فراداده و پاسخ نوشته ام [3] خود را تخطئه و سرزنش می نمایم . در آن هنگام که تو از من خواسته هائی[ همچون حکومت شام ] داری[4] و مرتبا نامه نگاری می کنی به کسی می مانی که به خواب سنگینی فرو رفته و خوابهای دروغی نش او را تکذیب می کنند [5] و یا همچون کسی که مقام بر دوشش سنگینی می نماید و نمی داند که آینده به سود اوست یا به زیانش . [6] گر چه تو آن شخص نیستی اما شبیه او هستی. به خدا سوگند اگر نبود علاقه به باقی ماندن مؤمنان پاک دل [7] ضربه کوبنده ای از من به تو می رسید که استخوانت را خرد و گوشتت را آب کند [8] بدان که شیطان تو را از اینکه به کارهای خوب بپردازی بازداشته [9] [ و نمی گذارد ] به اندرزها گوش فرادهی. سلام بر آنها که شایسته سلامند

نامه شماره74


و من حلف له علیه السلام [10] کتبه بین ربیعه و الیمن ، و نقل من خط هشام بن الکلبی [11] هذا ما اجتمع علیه اهل الیمن حاضرها و بادیها ، و ربیعه حاضرها ، [12] انهم علی کتاب الله یدعون الیه ، و یامرون به ، [13] و یجیبون من دعا الیه و امر به ، لا یشترون به ثمنا ، و لا یرضون به بدلا ، [1] و انهم ید واحده علی من خالف ذلک و ترکه ، انصار بعضهم لبعض : [2] دعوتهم واحده ، لا ینقضون عهدهم لمعتبه عات ، [3] و لا لغضب غاضب ، و لا لاستذلال قوم قوما ، و لا لمسبه قوم قوما [4] علی ذلک شاهدهم و غائبهم ، و سفیههم و عالمهم ، و حلیمهم و جاهلهم [5] ثم ان علیهم بذلک عهد الله و میثاقه [[ ان عهد الله کان مسؤولا ] ] [6] و کتب : علی بن ابی طالب


ترجمه

[10] از عهدنامه هائی است که امام علیه السلام برای قبیله ربیعه وی من تنظیم فرموده و از خط هشام کلبی نقل شده است . [11] این پیمانی است که اهل یمن شهریان و بیابان نشینهای آنها و ربیعه اعم از شهرنشین و بیابانی بر آن اتفاق کرده اند . [12] که قانون قرآن را پایبند باشند و به سوی آن دعوت کنند و به آن امر نمایند .[13] و هر کس آنها را به قرآن دعوت نمود به او پاسخ مثبت دهند آنرا به هیچ بهائی نفروشند و چیزی را به جای آن نپذیرند 000 [1] و متحد باشند بر ضد کسیکه آنرا ترک کند و به مخالفت با آن برخیزد . و یاور یکدیگر باشند : [2] همه یکصدا هرگز پیمان خویش را بخاطر گله بعضی[3] و یا خشم کسی و یا خوارشمردن و یا دشنام دادن بیکدیگر نشکنند [4] بر این عهد و پیمان حاضران و غایبان دانایان و غیر دانایان بردباران و نابردباران آنها پایبندند و به آن احترام می گذارند . [5] آنها با این پیمان در برابر خداوند متعهد و مسک ولند ان عهد الله کان مسؤلا : [ پیمان الهی مورد بازخواست قرار خواهد گرفت ] [6] این عهدنامه را علی بن ابیطالب نوشته است

نامه شماره75

و من کتاب له علیه السلام [7] الی معاویه فی اول ما بویع له ذکره الواقدی فی کتاب [[ الجمل ] ] [8] من عبد الله علی امیر المؤمنین الی معاویه بن ابی سفیان : [9] اما بعد ، فقد علمت اعذاری فیکم ، و اعراضی عنکم ، [10] حتی کان ما لا بد منه دفع له ، و والحدیث طویل ، و الکلام کثیر ، [11] و قدادبر ما ادبر ، و اقبل ما اقبل .[12] فبایع من قبلک ، و اقبل الی فی وفد من اصحابک و السلام

ترجمه

[7] از نامه های امام علیه السلام که در آغاز بیعت به معاویه نوشته .این نامه را واقدی درکتاب الجمل آورده است . [8] از بنده خدا امیرمؤمنان به معاویه فرزند ابوسفیان : [9] اما بعد از اتمام حجتم درباره شما و اعراضم از شما به خوبی آگاهی داری. [10] تا آنچه شدنی بود واقع شد و چاره ایجز این نبود . این داستان سر دراز دارد و سخن فراوان است . [11] گذشته گذشت و آینده روی آورده است . [ سخن درباره اینها را فعلا بگذار ] [12] اکنون تو ماموریاز تمام کسانیکه در آنجا هستند بیعت بگیری و با گروهی از یارانت به سوی من بشتاب . والسلام

کلید واژه ها

نامه

امام علی

مذهبی

نهج البلاغه

پست قبلی

حکمت های امام علی ( ع ) از حکمت 71 تا 75

پست بعدی

مداد آنلاین برترین مجله الکترونیکی دانش آموز

در همین رابطه بخوانید :

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نام :
 
وب سایت :
دیدگاه :
پست الکترونیک :
 
نشانی پست الکترونیک شما نمایش داده نخواهد شد.