هدايت تحصیلی،‌ هدايت‌ تفكر‌‌

مبحث هدایت تحصیلی، را از دیدگاه آقای احسان سروش بررسی می کینم . ​با مداد آنلاین همراه باشید .

 

مقاله‌های مرتبط

اگر شـما به دبستانـهای کشور سرزده باشید یا به نوعی  با آنـها در ارتباط باشید، حتماً مشاهده  کرده اید که  بسیاری از کودکان مان آرزویـی جز دکتر یا مهندس شدن ندارند. وقتی باب صحبت را با چنین کودکانـی باز می کنید و علت این آرزوها را می پرسید، به شـما می گویند که پدر یا مادرمان  این چنین خواسته اند و ما را به  این سـمت و سو سوق  داده اند !

درسالهای جوانـی نیز وضع به هـمین ترتیب است. یعنـی جوان ما هنگامی که می خواهد برای شرکت در آزمون دانشگاهها ثبت نام کند، با مشکل مواجه می شود زیرا در دوران دبستان به سـمت و سویـی خاص هدایت شده و هـمین امر از بروز استعدادهایش جلوگیری کرده است. بنابراین او باز هم گوش به فرمان والدین می سپارد و چشم بسته رشتهایی را انتخاب می کند، بـی آنکه بداند رشته مذکور چیست و چه اهدافـی دارد و تا چه حد با استعدادهایش همخوانـی دارد. از این رو مساله هدایت تحصیلی در جامعه ما ضرورتی انکارناپذیر است، که با تفکرات سنتـی سازگار نیست و نیاز به یک سازوکار منسجم دارد.  

هدایت تـحصیلی‌‌ سنتـی‌‌ ‌:

در گذشته رسم بر این بوده که فرزندان خانواده، شغل پدرشان را دنبال می کردند. بطوری که این شغل سینه به سینه به نسلهای بعدی منتقل می شد و افراد برای فراگیری شغل و امرار معاش درآینده، از پدران شان الگو می گرفتند. اگرچه امروزه چنین چیزی کمتر به چشم می آید، ولـی آنچه هنوز پابرجا است، قالب این تفکر سنتـی است.
یعنـی ما توقع داریـم که فرزندان مان گوش به فرمان باشند و در جهت  برآورده کردن خواستها و آرزوهایـی که به آن ها دست نیافته ایم ،حرکت کنند، بـی آنکه از خود بپرسیم، آیا فرزند من نیز مثل من فکر می کند؟ یا او مایل است که شغل و رشته تـحصیلی دیگری را انتخاب کند؟ به عبارت بهتر، ما نیز مانند نیاکان مان، فرزندان مان را به سـمت و سویـی خاص و مطابق با سلایق خود هدایت می کنیم ، بـی آنکه برای او حق  انتخاب قایل شویم .  

هدایت تـحصیلی‌‌ مدرن‌‌ ‌:

علی دکتر محمّد دبیری عسگری سال های زیادی از عمر خود را در کشور امریکا سپری کرده است. او در مورد شیوه هدایت تـحصیلی در امریکا میگوید: در آنـجا حضور افرادی با نام مشاوردر سطوح مـختلف تـحصیلی مشهود است . وظیفه آنان مطالعه و سنجش استعدادهای گوناگونـی است که افراد در طول دوران تـحصیل شان ازخود بروز می دهند. این مشاوران وظیفه دارند که اولاً استعدادها را کشف کنند و ثانیاً خانواده ها و سایر مسئولان مدرسه را از وجود چنین  استعدادهایـی مطلع  سازند. بدین ترتیب افراد به مسیری که  استعداد دارند، هدایت می شوند و در سطوح  بالاتر تـحصیلی  نیز هـمین استعداد را دنبال و در نـهایت تـخصص لازم را پیدا میکنند به نظر می رسد که نظام آموزش و پرورش کشورمان از وجود چنین مشاورانـی مـحروم  است.
زیرا اغلب مشاوران مدارس ما، بیشتر به مسائل  پرورشی دانش آموزان می پردازند که فقط بـخشی از گستره نکاتی است که  باید به آن توجه  کنند . به عبارت بـهتر کارکرد آن ها سنجش استعدادها نیست و ما مکانیسم  چنین کاری را نداریـم. در مواردی هم که خود افراد استعدادهایشان را بروز می دهند، بنا به عللی استعدادهایشان نادیده گرفته میشود.  

مشکلات اقتصادی‌‌ و‌ نادیده‌‌ گرفتن‌‌ استعدادها‌‌ :

دکتر دبیری عسگری، در این مورد میگوید: ازدلایلی که خانواده ها این قدر نسبت به دکتر یا مهندس شدن فرزندان شان حساس اند، وجود معضلات اقتصادی در جامعه است. ازآنـجا که معمولاً وضع مالـی مهندسان و پزشکان ما (البته در قیاس با دیگر فارغ التحصیلان و فعالان جامعه ) مطلوب است، لذا خانواده ها سعی دارند که  فرزندان شان را به این سـمت هدایت  کنند از طرف دیگر بـها ندادن به سایر رشته ها، این تفکر را در ذهن جامعه  ایـجاد کرده  است که لابد چنین رشته هایـی اهـمیت ندارد. مثلاً ما چقدر به یک هنرمند نقاش یا خطاط یا حتـّی یک موسیقیدان بـها می دهیم ؟ وقتـی ما به موسیقیدان، می گوییم  مطرب، آیا می شود به خانواده ها گفت که فرزند شـما استعداد فراگیری موسیقی را دارد؟ ! و آیا چنین خانواده ایـی حاضر می شود فرزندش به دنبال این حرفه برود؟!

بنابراین علت اصلی نادیده گرفتن استعدادها، تفکرات سنتـی است. این تفکرات موجب می شود که الگویـی خاص در جامعه طراحی شود و به نوعی فرصت های  بروز استعدادها را می گیرد. پس طبیعی است، وقتـی جامعه به هنر اهـمیت نـمی دهد و روی آن سرمایه گذاری نـمی کند، خانواده ها هم مانع حضور فرزندانشان در چنین  عرصه هایـی شوند .در حالـی که اگر روی این قضیه، سرمایه گذاری و تبلیغ  شود، جامعه نسبت به چنین  مقوله هایـی علاقه مند می شود .

از این رو درآمد هنرمندان افزایش می یابد و آن ها هم بـه خوبی می توانند زندگی مرفهی داشته باشند. بنابراین خانواده ها به این رشته ها نیز مثل رشته های پزشکی یا مهندسی می نگرند چون از مزایایـی، نظیر آن ها برخوردارند با توجه به سخنان  مطرح  شده ، می توان به این  نتیجه رسید که تفکر سنتـی و نگاه یک سویه به قضایا، استعدادها را به سـمت و سوی خاصی  هدایت می کند. بنابراین به نظر می رسد افرادی که در مسیـر تفکرات جامعه قدم برمی دارند، نباید مشکل  چندانـی داشته  باشند .

اما واقعیت مغایر با این پیش بینـی است ، بطوری که می بینیم، افراد هدایت شده به وسیله مکانیسم موجود نیز با مشکلات فراوانـی دست و پنجه نرم می کنند. مثلا در اطراف مان پزشکان و مهندسان بیکار بسیاری را مشاهده می کنیم . از این رو علاوه  بر نداشتن یک سیستم  هدایت  تحصیلی مدرن ، از معضل دیگری  نیز رنج  می بریم . 

فقدان برنامه‌‌ ریزی‌ برای‌‌ هدایت‌‌ تـحصیلی‌‌: ‌

یکی از معضلاتی که جامعه ما هـمواره از آن رنج می برد، نبود برنامه ریزی صحیح در مورد مسائل گوناگون است . بطوری که بعضی مواقع  نبود برنامه منجر به هدر رفتـن سرمایه ها و امکانات گوناگون می شود. عدم برنامه ریزی، در مورد هدایت تـحصیلی نیز مشهود است. یعنی در بعضی مواقع دیده می شود افراد زیادی به مسیری می روند که  جامعه گنجایش جذب همه آن ها را ندارد. دکتر دبیـری عسگری در این خصوص می گوید: ازمسائلی که در کشورهای  صنعتـی به چشم می خورد، این است که آن ها پیش بینـی های دقیقی در مورد نیازهای جامعه خود انـجام می دهند که این پیش بینـی ها از طریق  انـجام  مطالعات  دقیق  در مسائل  گوناگون  به دست می آیند .کارکرد این  مطالعات ، شناسایـی  نیازها و سپس  برنامه ریزی  دقیق  در مورد آن ها است  .

یعنی آن ها مطالعه می کنند تا ببینند که در سال های آینده، مثلاً چقدر نیاز به پزشک دارند. بنابراین مطابق با این  برآورد، برای تربیت پزشک برنامه ریزی می کنند .اما در کشور ما، متاسفانه یا چنین پیش بینـی هایـی اصلاً صورت نـمی گیرد و یا پیش بینـی ها درست از آب در نـمی آیند زیرا برنامه های توسعه ما به خوبی  اجرا نـمی شوند .بنابراین می بینیم که تعداد پزشک در کشور ما نسبت به جـمعیّت، از استاندارد جهانـی بسیار پایین تر است اما پزشکان بیکار فراوانـی نیز داریـم! به عبارت بـهتر در کشور ما ساختارهای زیربنایـی متناسب با رشد تـحصیلی پیشرفت نداشته  است. از این رو ما نیاز به  پزشک داریـم  ولـی به دلیل  پراکندگی  ناقص امکانات، در بعضی  جاها شاهد تـمرکز نیـرو هستیم و در بعضی  جاها کمبود داریـم . و این امری طبیعی است، زیرا پزشکان  ما نباید هم حاضر شوند در مناطقی خدمت کنند که کمترین  امکانات رفاهی در اختیارشان قرار داده نـمی شود! چرا که فرزند آن  پزشک نیاز به تـحصیل دارد و چون ما برای  فرزند وی  برنامه ریزی  نکرده ایم ؛ لذا طبیعی است که پزشک حاضر به خدمت در چنین مناطقی نیست  .

بنابراین لازم است که ما با یک مطالعه دقیق، نقاطی را که نیاز به توسعه زیربنایـی دارند، شناسایـی کنیم تا از طریق توسعه، شرایط لازم برای توزیع مناسب نیـروها فراهم شود. هـمچنین با استفاده از اطلاعات دقیق، باید برای هدایت تـحصیلی برنامه ریزی کرد تا متخصص در هـمه رشته ها به تعداد کافـی تربیت شود و با مازاد یا کمبود متخصص مواجه  نشویـم. اما آیا قادر به برنامه ریزی در این زمینه هستیم ؟! به عبارت بـهتر ما چگونه می توانیم برای هدایت  تـحصیلی برنامه ریزی کنیم،در حالـیکه از ابتدا به مقوله برنامه ریزی چندان اهـمیت نداده ایـم و در این زمینه  آموزشهای  لازم را فرا نگرفته ایـم ؟!  

راهکار‌چیست ؟‌

یکی از روشهای حل مساله در علم مدیریت ، الگو برداری یا اقتباس گرایـی است. در این روش گفته می  شود که لازم  نیست  ما خودمان روشی را ابداع  کنیم بلکه کافـی است به دیگران نگاه کنیم و راه حلهای آن ها را به کار بندیـم تا به  موفقیت دست  یابیم. دکتر دبیری عسگری در این زمینه می افزاید : نیست که خودمان  چیزی  را خلق یا تولید کنیم. بلکه کافـی است کمی به اطراف مان نگاه کنیم  و ببینیم که کشورهای صنعتـی و سایر جوامع چگونه این مراحل را طی و از چه الگوهایـی استفاده کرده اند. مثلا کشورهایـی نظیر هند، کره جنوبـی و مالزی چگونه از کشورهای صنعتـی الگوبرداری کرده اند. ما نیز مانند آن ها از الگوهای چنین کشورهایـی استفاده کنیم و مطابق با فرهنگ و شرایط  جامعه مان، آن ها را تغییـردهیم تا موفق شویـم. بنابراین ما باید از طریق بازنگری در رفتارهایمان ، اشتباهات گذشته را جبـران و از تـجارب دیگران استفاده کنیم. اگر چه راهکار ارایه شده ، منطقی به نظر می رسد، اما جای این سوال باقی است که اگر الگوهای  موجود با تفکرات سنتـی ما مغایرت داشته باشد چه باید بکنیم؟ آیا حفظ  سنتها به بـهای از دست رفتـن منافع  ملی، منطقی است؟ آیا نباید در تفکرات  خود تـجدید نظر کنیم ؟!

باید دانست که  جامعه ما ، جامعه ایی نیمه سنتـی ـ نیمه  صنعتـی  است. یعنـی ما در بعضی از موارد روبنایـی ، کششهای صنعتـی پیدا کرده ایـم اما زیرساختهای ما سنتـی است. بنابراین درگذر از جامعه سنتـی به صنعتـی باید در تفکرات خود تـجدیدنظر کنیم تا شرایط  برای  پذیرش الگوهای جدید فراهم  شود .از این  رو تا زمانـی که  قادر به هدایت تفکراتـمان  نیستیم ، مساله هدایت، تـحصیلی ، منتفی است . 

کلید واژه ها

انتخاب صحیح

انتخاب شغل

هدایت تحصیلی

تحصیلی

پیشرفت تحصیلی

نوجوان

پست قبلی

سیره ی پیامبر مهربانی و رحمت حضرت محمد (ص)

پست بعدی

شرایط وضو

در همین رابطه بخوانید :

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نام :
 
وب سایت :
دیدگاه :
پست الکترونیک :
 
نشانی پست الکترونیک شما نمایش داده نخواهد شد.