رویکردی که در شرایط بحران و تنش زا (مثل خبرهای جنگی، ناامنی یا آشفتگی اجتماعی) برای «چارچوب گذاری» کودکان کار می کند، باید هم زمان *محافظت کننده و کارکردی باشد؛ یعنی هم از اضطرابشان کم کند و هم به آن ها کمک کند وظایف روزمره شان را انجام دهند. در چنین موقعیت هایی چند اصل کلیدی وجود دارد:
1) اول آرام سازی، بعد چارچوب گذاری
وقتی کودک مضطرب است، مغز در حالت «بقا»ست و نمی تواند دستور، وظیفه یا برنامه را خوب اجرا کند.
پس اولویت این است که کودک احساس امنیت نسبی* پیدا کند؛ حتی اگر امنیت بیرونی کامل نیست.
چند روش:
- محدود کردن میزان و زمان مواجهه با اخبار
- حفظ چند روتین ثابت مثل ساعت خواب، غذا، حمام
- استفاده از تماس بدنی ملایم (آغوش، دست گرفتن) یا «نقطه امن» در خانه
- گفت وگوی کوتاه و ساده درباره آنچه می شنود؛ نه انکار، نه بزرگ نمایی
وقتی آرام تر شد، چارچوب ها اثر دارند.
2) چارچوب ها باید «ساده، قابل پیش بینی، کوتاه» باشند
در بحران، کودکان ذهن شلوغ دارند. چارچوب های سنگین یا پیچیده باعث نافرمانی، گریه یا قفل شدن می شود.
مثال:
- به جای «باید درس هات رو کامل بخونی»، بگو: «الان فقط ۱۵ دقیقه این صفحه رو با هم می ریم جلو.»
- به جای «موقعیت شناس باش»، بگو: «وقتی صدای زیاد شنیدی، کنار من بمون.»
کودکان با دستورهای کوتاه و مشخص بهتر عمل می کنند.
3) کنترل به آن ها بدهید (اما محدود و امن)
احساس بی قدرتی در بحران آسیب روانی را چند برابر می کند. اگر کودک حق انتخاب کوچک داشته باشد، همکاری اش در چارچوب ها بیشتر می شود.
نمونه:
- «می خوای تکلیف رو از نقاشی شروع کنیم یا نوشتن؟»
- «دوست داری قبل خواب ۵ دقیقه موسیقی گوش کنیم یا کتاب بخونیم؟»
این انتخاب ها *در چارچوب هستند، نه بیرون از آن.
4) فعالیت های تخلیه هیجان را رسمی کنید
در بحران، کودکان پرخاش، بی قراری یا چسبندگی شدید نشان می دهند. اگر این تخلیه مدیریت نشود، روی درس و وظایفشان هم تأثیر می گذارد.
چیزهایی که کمک می کند:
- نقاشی آزاد
- بازی های حرکتی سبک داخل خانه
- طناب، توپ نرم، کاغذ مچاله کردن
- بازی های نقش آفرینی («اگه تو فرمانده محافظ بودی…») برای پردازش روانی
وقتی هیجان ها خارج شد، چارچوب ها بهتر اجرا می شوند.
5) برنامه روزانه کوتاه و قابل پیش بینی بسازید
نه مثل روزهای عادی، نه مثل هرج ومرج. چیزی بینابین:
مثال برنامه بحران:
- صبح: صبحانه – ۱۰ دقیقه تکلیف
- ظهر: بازی آزاد – کارتان دستی
- عصر: یک کار خانه کوچک (جمع کردن اسباب بازی)
- شب: گفت وگوی ۲ دقیقه ای درباره احساسات
این برنامه باید روی کاغذ ساده کشیده شود و جایی دیده شود. قابل پیش بینی بودن = آرامش.
6) لحن و برخورد بسیار مهم تر از قوانین است
در بحران، کودکان به لحن تنظیم کننده* نیاز دارند:
- آهسته تر
- جملات کوتاه
- بدون تهدید
- همراه با توضیح ساده
مثال درست:
«می دونم امروز سخت گذشته. الان فقط کاری که داریم اینه که ده دقیقه این تمرین رو حل کنیم، بعدش استراحت.»
7) قوانین خانه را کم اما «ثابت» کنید
در بحران، باید قوانین محدود اما غیرقابل چانه زنی باشند.
مثال قوانین ضروری:
- داد زدن ممنوع
- به هم آسیب نمی زنیم
- زمان خواب یکسان
- خبرها فقط از طرف بزرگسال گفته می شود
هرچه قوانین کمتر و روشن تر باشند، هم اجرای آن ها آسان تر است، هم کودک احساس امنیت ساختاری دارد.
8) همراهی و مشارکت فراتر از دستور عمل می کند
به ویژه در استرس، دستور مستقیم کمتر جواب می دهد.
مثال:
- «می خوای کنارم بشینی و با هم مشق رو انجام بدیم؟»
- «می خوای من اول یک نمونه بنویسم، بعد تو ادامه بده؟»
این همراهی هم اضطراب را کاهش می دهد، هم کار انجام می شود.
مهدیه فرح آبادی روانشناس کودک و نوجوانارتباط با کانال بله:
https://ble.ir/psy_tahmim